نگاه پنهان

صدای پای هیرمند

درود و سپاس، بعد از این در وبلاگ جدیدم در خدمت هستم


به این آدرس:

 

صدای پای هیرمند



http://www.arefi2014.blogfa.com/


نوشته شده به وسيله محمدناصرعارفی در پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391 |

مرگ تلخ شیرین

تاریخ مردم هزاره تاریخ پرغم و اندوهی است که تراژدی های زیادی در درون خود دارد یکی از این تراژدی ها داستان غم انگیز مرگ تلخ شیرن هزاره و بیش از چهل تن از دختران و زنان همرزم وی در ارزگان است که در دوران حاکمیت سیاه امیرعبدالرحمن خان اتفاق افتاد زمانی که لشکر عبدالرحمن برای سرکوب مردم هزاره عازم ارزگان شدند و پس از آن که مقاومت مردم هزاره شکسته شد، لشکریان عبدالرحمن دست به قتل عام مردم زده و از هیچ جنایتی دریغ نکردند شیرین با بیش از چهل دختر و زنان با شهامت هزاره دست به شمشیر بردند و تا آخرین قدرت با دشمن به جنگ پرداختند سرانجام وقتی ارزگان کاملا سقوط کرد، شیرین با همرزمانش برای این اینکه اسیر دشمن نشوند و عزت و شرف شان بر باد نرود، پس از آخرین مقاومت ها، خود را به بلندای کوه رساندند وقتی دیدن دشمن به تعقیب آنها است و دیگر توانایی مقاومت را ندارند همه دست به دست هم داده و همدیگر را عاشقانه در آغوش کشیده و غزل پرواز را خوانده و از بلندای کوه خود را به پایین انداختند و تبدیل به ستاره های سرخ رنگ و پرفروغ تاریخ مردم شان شدند.اینک این مثنوی را تقدیم می کنم به نماد مقاومت زنان سرزمینم شیرین هزاره وهمراهانش.

مرگ تلخ شیرین

عشق لیلی، عشق مجنون بوده است

تیشۀ فرهاد پرخون بوده است

نام شیرین گشته آهنگ دلم

یادِ او پیچیده در سنگ دلم

در کویرستان غم پر می زنم

دست بر بال کبوتر می زنم

می سرایم سنگ، سنگ قریه را

کهکشان هفت رنگ قریه را

آی مردم درد دیرین در دل است

داغ مرگ تلخ شیرین در دل است

سایۀ شب روبروی قریه بود

بغض سنگین در گلوی قریه بود

می شکوفد گاه گاهی زود گل

در لهیب آتش نمرود گل

بین موج غم تلاطم کرده ام

دختران قریه را گم کرده ام

خم کند در پیش او تقدیر، سر

ارتفاع قامتِ پامیر، سر

رو به سوی آسمان فریاد کرد

یاعلی شیر خدا را یاد کرد

با سکوت سرد خود آغاز شد

در میان درد خود آغاز شد

بال های شعله ور را باز کرد

از زمین در آسمان پرواز کرد

با چهل اختر شبی همراه شد

بر زمین افتاد چندین ماه شد

دیده بگشا در کمند افتاده ماه

پشت یک کوه بلند افتاده ماه

 

 

نوشته شده به وسيله محمدناصرعارفی در دوشنبه بیستم تیر 1390 |

مدال صداقت به الاغ

 


ادامه مطلب
نوشته شده به وسيله محمدناصرعارفی در دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1390 |

شعر مقاومت زنان افغانستان3

شعر مقاومت زنان افغانستان(۳)

 

بدون شک زنان افغانستان عملکردمثبتی دروادی شعروادبیات دارند،این درحالی بوده که زن در جامعه استبداد زده افغانستان بااندیشه نادیده انگاری مواجه بوده وازآزادی های مدنی ،سیاسی ،اجتماعی وحقوق شهروندی خودمحروم بوده اند وموانع فراوانی فراروی فعالیت آنان وجود داشته است. شکل گیری شعرمقاومت افغانستان دراین مقطعی از تاریخ ونقش آفرینی زنان درآن، افتخاری است که به نام زنان افغانستان،رقم خورده است، لذا می توان آثارآنهارا به عنوان آثارماندگارپدیدآمده توسط این قشر وبه عنوان برگ زرینی از فعالیت آنان  درتاریخ ،فرهنگ وادبیات افغانستان به حساب آورد.

"سرزمین کنونی افغانستان سرزمینی است که زبان فارسی با لهجه‏ی (دری) از بدو شهر نشینی انسان‏ها در آن رایج بوده‏است. سرزمینی که گهواره‏ی شعرای نامداری چون مولوی، ناصر خسرو، امیر علی شیرنوایی و... می‏باشد و امروز نیزچکامه‏های زیبای شان سرآمد روزگار است. در این سرزمین نصف جمعیت زنان هستند که هیچ گاه نتوانسته‏اند آزادی سخن داشته باشند و تمام قریحه‏های زیبای‏شان نشکفته، پرپر شده است.گوهر شعر و دیگر استعدادهای هنری زنان در جامعه‏های فارسی زبان، از رابعه بلخی ومهستی خجندی گرفته تا قرةالعین و فروغ فرخزاد همه و همه در تنگنای تعصبات، کم بینی و کوته فکری جامعه پژمرده‏و پایمال شده است." (19)

مقاومت و پایداری بخشی از تاریخ افغانستان را شکل می دهد

 یکی ازپیامد های دگرگونی اوضاع سیاسی، اجتماعی درافغانستان واشغال این کشور توسط شوروی وآوراگی گسترده مردم ما،آشنایی شاعران افغانستان باشعروادبیات کشور های دیگربود. دردنیای مهاجرت هم موانعی پیش روی شاعران مهاجرمابود وهم فرصت ها که البته شاعران کشورمانهایت استفاده ها راازفرصت ها کردندتا بتوانندگام های بلندی را درراستای شعربردارند و شعروادبیات افغانستان بیش ازپیش ترقی دهند.

" از زمان اشغال افغانستان، دو مقوله شعر مقاومت و شعر مهاجرت وارد عرصه ادبيات اين كشور شد. در شعر شاعران مهاجر به اروپا، گرايش به شعر نو بيشتر ديده مي شود و آثار آنها بيشتر از ترجمه آثار شاعران غربي متأثر است، اما شاعراني كه به ايران مهاجرت كرده بودند، به دليل فضاي سياسي اين كشور، تجربه جديد شعر انقلاب و مضامين خاص آن را درك كردند كه در تنوع معنايي شعر آنها اثرگذار بود." (20)

مهاجرت زمینه رابرای بالندگی شعرمعاصروشکوفایی استعدادهای شاعران افغانستان فراهم ساخت. شعرافغانستان، ازجمله شعر زنان این کشوردرعالم مهاجرت هم ازلحاظ ساختار، فرم وتکنیک  و هم ازلحاظ تنوع درمفاهیم بیش ازپیش قدرتمند گردید.

تنوع درمفاهیم یکی ازویژگی های شعرامروزی افغانستان است. مفاهیمی چون مقاومت و پایداری، غربت، عشق، دلدادگی به وطن، غم واندوه، نفرت ازجنگ های ویرانگرداخلی درشعر شاعران افغانستان ازجمله درشعرزنان این کشورموج می زند.

امشب خبر از كابل ويرانه به من گوي

از غمزدگان شده ديوانه به من گوي

اي روشني ديده بيا گوهري افشان

تعريفي از آن گوهر يكدانه به من گوي

من تاب تماشا چو نياورده، نرفتم

باري تو زلغمان و زبارانه به من گوي

ديروز كه نبود كابل ما اين همه ويران

ويرانگي اش را تو دليرانه به من گوي

از شهر ووطن مانده همه دور و غريبم

اندوه غم خويش غريبانه به من گوي

اين فاجعه جز بي سرو ساماني ما نيست

از فاجعه ها بسي سروسامانه به من گوي(21)

زنان افغانستان نماد پایداری اند

تردیدی وجودنداردکه شعرمقاومت افغانستان وشعرمقاومت زنان این کشور بافرازوفرودها وافت وخیزها وقوت وضعف هایی نیز مواجه بوده است.شعرمقاومت پدیدآمده دردوره های آغازین مقاومت مردم افغانستان ازلحاظ استحکام وقوت درفنون وتکنیک ها، برابری نمی کند با شعرهای شاعرانی که در دوره های بعد سروده شده است.

این افت وخیزها،در شعرهای زنان شاعرافغانستانی که درعالم مهاجرت سروده شده نیز قابل مشاهده است  شعرمقاومت زنان افغانستان که بارویکردتفننی آنها به شعر، درایران شکل گرفته است، نمی شود همه را دریک ردیف ودریک سطح تحلیل کرد.لذاسروده های مربوط به سالهای اول مهاجرت با سروده های سالها بعدمتفاوتند.

" درنخستین سالهای رشدو بالندگی شعرمقاومت افغانستان درایران مجالی برای حضور وشکوفایی استعداد ادبی وهنری زنان چندان میسرنبود.زیرانسل اول همان هایی بودندکه ازافغانستان آمده بودند وتحت شرایط اجتماعی افغانستان پرورش یافته بودندلذا چندان به فعالیت های اجتماعی وفرهنگی ویاادبی رغبت نشان نمی دادند ودوسه نفری هم که به شعرروی آورده بودند ازمحیط شهری افغانستان برخواسته بودند وازپشتوانۀ فکری، پرورشی وآموزشی بالایی برخورداربودند.مثلاً خانم سیمین حسن زاده ازدانشگاه کابل لیسانس گرفته ودرهمان جاهم شعرمی سروده وازهمین رهگذرهم دیدگاه اوکاملاًغیر متعارف ازدیدگاه شاعران مرد است. به بخش هایی ازچهارپارۀ اونیزتوجه کنید:

هان! مگو:دربهای زن بودن

گوشه انزواسزاست مرا...

دویتیم زمن پدرمی خواست

سرپرست و ولی ونان آور

چه بگویم، چهاکشیدم، آه

گاه باباشدم گهی مادر." (22)

درسالهای اول مهاجرت  نگاه تفننی به شعرهنوزتحت شعاع شعارزدگی قرارداشت. و زنان شاعرکشورما،دردنیای مهاجرت هنوزموقف خودرا نیافته بودند، این گونه مسائل باعث می شدکه زنان شاعرآوره افغانستانی قدرت مانوردهی کم تری درعرصه شعرداشته باشند. "درست ازنیمه های دهۀ هفتاداست که نسل دوم جامعه مهاجر به خاطربازبودن فضای جامعه برای فعالیت زنان به صورت گسترده به شعروفعالیت های ادبی وفرهنگی اقبال نشان داده وکارنامه ادبی نستاً درخشانی را ازخود ارائه می دهد." (23)

 جنگهای بی حاصل سرانجام آنگونه که مردم افغانستان راخسته ساخت یک نوع رویکرد نفرت آمیزی را نسبت به جنگ درشعرادبیات افغانستان نیز پدیدآورد.که این نفرت درشعر زنان افغانستان بازتاب وسیع پیداکرده است.

گلهای پیراهنت

بارنگهای تندوتیزوشرقی اش

بااشکهای شورکدام رودآبیاری می شود؟

درقریه ات

بیوگان زلف پریشان برگورنشسته

به چه می اندیشند؟

به نان؟

به سرنوشت؟

به همسرشان؟

یابه فردایی که وهم راپیچیده درکفنهای اضطراب

 به ارمغان می آورند؟

آیاتفنگ سهم توازتمام زندگی است؟ (24)

شعر افغانستان ازجمله شعرهای زنان این کشوربیانگر رخدادهای مهمی است که آن را جامعه ومردم افغانستان باخون وپوست وگوشت شان لمس کرده اند،اگردقتی به جریان شعری افغانستان داشته باشیم می بینیم شاعران کشور ما براساس رسالت عمیق تاریخی ،سیاسی واجتماعی شان مبتنی برخواست،منافع، مصالح جامعه ومردم خود دراین مسیرگام برداشته اند. شاعران مقاومت سرای افغانستان راهیچ نهادوجریان سیاسی به میدان نیاورده است. آنهازادۀ دردند رنج ، غم، مصیبت ، تراژدی های مخوف انسانی ، غربت وعشق به وطن آنان راشاعرساخته است .اگردرجای ازمقاومت سخن گفته اند، مقاومت رابه نفع مردم خود دیده اند. درجایی که جنگ قدرت منافع کشورمارابرباد داده می بینیم موج نفرت ازجنگ درشعرافغانستان پدیدارگشته است.

بازهم بهارشد،پرنده ها!

باخبر! دوباره جنگ می شود

تپه های سبزدهکده

بازلانۀ تفنگ می شود

بایداین بهارهم درخت ها

رخت های نودوباره تن کنند

خوش بحالشان که نیستندمثل ما

سال نو، به جانشان کفن کنند

آی بچه های ده! دعاکنیم

تاخدابهاررانیاورد

تاهمیشه برف باشدوکسی

جنگ رابه خانه هانیاورد. (25)

تراژدی های انسانی که درافغانستان اتفاق افتادغیرممکن است درشعرشاعران این کشور بازتاب نداشته باشد.اتفاقات تلخی که زن ومردوپیروجوان وکودکان معصوم راآزرده ساخته است چگونه یک شاعرمی تواند ازکنارآن به راحتی ردشود؟!

من تمام شب

گریۀ زنی رامی شنوم

که درآستانۀبلخ

ماهتاب را

قرص نانی می بیند

آویخته

بردرگاه خداوند

وآرزومی کند

که شب دیرتربپاید

تاسحرگاهان

گریۀ کودکان گرسنه

آرامش فرشتگان به نمازبرخاسته را

فرونریزد

من تمام شب

کناربستردختری اشک می ریزم

که تفنگ به دستان

حتی مرگ راهم ازاودریغ داشته اند

من تمام شب

بربالین زن پستان بریده ای می نشینم

که نفسهایش رامی دزدد

تاکودک شیرخوارش

بیدارنشود

من تمام شب

دخترنقاشی راتماشامی کنم

که ستاره هاراکنارهم می چیند

تابرای خودوطنی بسازد

ناگهان اما

سپیده سرمی زند

وستاره ها دانه دانه

کوچ می کنند

آری

 من تمات شب صدای زنان وطنم را

می شنوم (26)

دود، باروت، تیر، تفنگ، کابوس های وطن ،کوچه های غم گرفته لبخندهای خاموش شده کودکان وهزاران تراژدی پدیدآمده درافغانستان درتصویرهای تخیلی زنان شاعراین کشور موجود است.

می گویم امشب برایت، تاریخ دریاشدن را

باچشمهای تب آلود، کابوسهای وطن را

ازقلب های شکسته، ازکوچه های غم آلود

ازکوچه هایی که پوشید مشکی ترین پیرهن را

ازکودکی گیج ومبهوت، پیچیده در دامن باد

وقتی که می دیدهرسو سرهای روی رسن را

ماندندفریادها درحجم گلویی پرازدرد

وقتی که می دوخت باروت لبهای سرخ دهن را

ایکاش ایکاش می سوخت ازریشه اندیشه هاشان

اندیشه هایی که حک کردبازورتصویر«من» را

شعرهای شاعران مقاومت سرای افغانستان تنها به مقاومت مردم افغانستان اختصاص نیافته است ،بخشی ازآثارآنها درموردمقاومت آزادی خواهانه مردم دیگرنقاط جهان سروده شده است. مثل انقلاب جمهوری اسلامی ایران، مقاومت لبنان، انتفاضه ومقاومت مردم فلسطین، عراق و...

درشرایط فعلی متأسفانه شعروادبیات افغانستان آن پویایی ودرخشش سالهای قبل راندارد امروزه نه تنها شعروادبیات مقاومت مظلوم واقع شده است که فداکاری ها، ایثار، مقاومت، پایداری وایستادگی مردم ما رنگ وبوی فراموشی به خود گرفته است. یکی ازعلت های که شعرمقاومت ماباچنین وضعی روبروشده است عدم توجه دستگاه های حاکم به اینگونه مقوله هااست.

نتیجه گیری

افغانستان باتمام فرازو فرودهایی که پشت سرگذاشته است گوهرها،گنج هاوافتخارات بس گران بهای را نیزدرخودنهفته دارد،درحوزه زبان وادبیات فارسی اولین زن شاعر فارسی سرا مربوط به همین منطقه جغرافیایی بوده است.

زنان دروادی ادبیات افغانستان ازجمله درعرصه شعرمقاومت این کشورنقش قابل ملاحظه وحضورقدرتمندانه ای داشته وبسیارزیباایستادگی های مردم شان رابه تصویرکشیده اند. شعر وادبیات مقاومت به آن بخشی از شعروادبیات اطلاق می شود که بیانگر حماسه، استقامت وپایداری یک جامعه بوده وبه منظورترویج وگسترش پایداری وایستادگی سروده می شود.

سابقه شعرمقاومت افغانستان ازجمله شعرمقاومت زنان این کشوربه دوران مبارزات استقلال خواهانه مردم این کشورعلیه استعمار انگلیس  برمی گردد.امامتأسفانه نمونه های قابل ملاحظه ای از شعرمقاومت ازآن دوره که به خوبی بیانگراین جریان شعری باشد دردست رس نیست.

 ازکودتای 7ثور1357 به بعدتحولات مهمی درافغانستان پدیدآمد.باروی کارآمدن حزب خلق وپرچم فضای سیاسی، اجتماعی وفرهنگی وهنری درافغانستان بیش از پیش تاریک و مخوف گردید.درقلمرو وحشت وخشونت ،سکوت سردی فضای افغانستان رافراگرفت چنین وضعیتی افغانستان رادرابعادگوناگون متحول کرده بود.قتل، غارت، آوارگی، اشغال و ویرانی افغانستان ازپیامدهای این حادثه ننگین بود.

درچنین وضعی هم زمان بامقاومت مردم افغانستان شعرمقاومت شکل گرفت وشاعران زن نیز دراین عرصه همگام باسایرشاعران این سرزمین رسالت تاریخی شان را درقبال جامعه ومردم شان انجام داده و فعالانه در وادی شعر وادبیات آفتابی شدند ودرآفرینش شعر مقاومت افغانستان نقش آفرینی کردند.

درفضای ایدئولوژیکی حاکم برافغانستان ودرسایه حاکمیت کمونیستی شاعرانی که باجریان حاکم همسویی نداشتندمجبوربودند استعاره وکنایه سرایی رادرپیش گیرندیا این که این سرزمین راترک کرده ومهاجرشوند.

شاعرانی که درداخل افغانستان بودند نتوانستندآنگونه که باید وشایددرفضای ایدئولوژیکی وکمونیستی حاکم برافغانستان به سرایش شعربپردازند. محدودیت های فراوانی فراروی آنها وجود داشت .

 باتمام مشکلات موجود،زنان شاعرافغانستان تلاش کردندبغض های فروبسته درگلو وفریاد های دیرینه مدفون درحنجره های شان راتبدیل به شعرکنند. علی رغم تبعیضات تاریخی نسبت به زنان و حاکم بودن فرهنگ قبیله ای در جامعه ما، مبنی بر ممانعت از ورودزنان درعرصه های ، سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی، عده ای اززنان، باشهامت تمام سد شکنی کردندوحصارهای قبیله ای راشکسته وازسد های تاریخی فراروی شان باموفقیت عبورکردند وبه عرصه آمدندوگفتندماهستیم واعتراض شان را نسبت به سایه مستدام شب وفصل همیشه یخبندان موجود درجامعه نشان دادند.

درفرایندمهاجرت مردم ما،خیلی اززنان شاعر کشورمانیزآوره شدندودردنیای مهاجرت به سرایش شعرپرداختند. به هرترتیب شکل گیری شعرمقاومت افغانستان درچنین اوضاعی مرهون تلاش های آن عده اززنان و مردان شاعری است که مسئوولیت عمیق تاریخی سیاسی، واجتماعی شان را درقبال جامعه ومردم خویش درست انجام داده و درد، رنج مردم و بربادی وطن وسایه شوم شب رابه تصویرکشیدند.

شاعران آواره افغانستان درعالم مهاجرت تجربه های نوی رادرعرصه شعرکسب کردند. بخشی ازشعرمقاومتی که دربیرون ازمرزهای اافغانستان شکل گرفته است متفاوت ترازآنچه که درداخل بود ظاهر گردیدچون شاعرانی که ازافغانستان آواره شدندتلاش کردندنگاه تفننی به شعرداشته باشند. امروزاگر شعر معاصرافغانستان برابری می کندباشعروادبیات دیگر کشورها وازرشد چشم گیری برخوردار است، باید آن رامرهون نگاه تفننی به شعردانست که پدیده مهاجرت دراین امر بی تأثیرنبوده است.

درخارج اولین جرقه های شعرمقاومت درپاکستان زده شده ولی به دلایلی نتوانست به حیات خود ادامه دهد.اما شعرمقاومتی که توسط شاعران مهاجرما درایران پدیدآمدتوانست به قدرتمند ترین جریان شعری افغانستان تبدیل گردد. شعر زنان افغانستان ازلحاظ کیفیت برابراست باتمام شعرهای متداول زبان فارسی وحتی از بعضی جهات باتوجه به وضعیت خاص حاکم بر افغانستان، درمکان بالاتری قرارمی گیرد وازلحاظ کمیت نیزبخش قابل توجهی ازشعروادبیات افغانستان راشعرزنان این کشور تشکیل می دهد.

 شعرمقاومت زنان افغانستان ویژگی های منحصربه فرد خودرادارد، جنگ های طولانی ، بیگانه ستیزی مردم افغانستان تراژدی های رخ داده درافغانستان دود، باروت، تیر، تفنگ، کابوس های به جامانده از بمب وموشک ،کوچه های غم گرفته، لبخندهای خاموش شده پیروجوان و کودکان درتصویرها و تخیلات زنانه شاعران زن این کشوربه صورت عینی بازتاب یافته است.

متاسفانه درشرایط فعلی باتوجه به بی توجهی مقامات افغانستان به شعر،فرهنگ وادب وهنرعموماً وبی اعتنایی به شعرمقاومت خصوصاً،شعرمقاومت افغانستان کم کم دارد به فراموشی سپرده می شود.

 

منابع ومآخذ :

(19) شعر زنان افغانستان،به کوشش : مسعود ميرشاهى ،زیر نظر : على دهباشى  ،ناشر : شهاب ثاقب-افكار - تهران ،چاپ اول، 1383 شمسى (بخش پیشگفتار)

(20) گفتگو بامحمدکاظم کاظمی، روزنامه قدس ،چهارشنبه 9اسفند ماه 1385

(21) شعر زنان افغانستان،  مسعود مير شاهي ؛ ‌چاپ اول1383، تهران،  نشر شهاب ثاقب- افکار- ، ص 223، (شعرازماهرخ نياز)

(22) نقش زنان شاعرودگردیسی شعر افغانستان درایران، سیدنادراحمدی، گشن(24) ویژه  ادب وهنر ضمیمه مجله فجرامیدشماره 73جوزا 1381 ص 2

(23) سیدنادراحمدی همان ص 4

(24) فصلنامه خط سوم ،شماره 2،زمستان1381ص55 ،شعراز زهرازاهدی

(25) گلشن شماره 6 ویژه ادب وهنر، ضمیمه مجله فجرامید شماره 47، حمل1379ص9 شعرازمحبوبه ابراهیمی

(26) فصلنامه خط سوم شماره 3- 4 تابستان 1382ص 331 شعرازقنبرعلی تابش

(27) گبانگ شماره 30پنجشنبه 12سنبله(شهریور)1377ص 4 شعرازحکیمه عارفی

 

 

 

نوشته شده به وسيله محمدناصرعارفی در پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 |

شعرمقاومت زنان افغانستان2

شعرمقاومت زنان افغانستان ازکودتای 7ثور1357تاامروز

 

(نقش زنان افغانستان در شعر مقاومت وپایداری «بخش2»)

اساساً شعرمقاومت افغانستان به شکل یک جریان شعری پویا، پرتحرک، زنده و وسیع ،در زمان جهاد و مقاومت مردم افغانستان علیه حکومت نامشروع واشغالگران خارجی یعنی شوروی سابق شکل گرفت." باشروع جریان شعرمقاومت چنانکه انتظارمی رفت، همراه باگروهی پسر ها تعدادی ازدختران نیزبه شعرپرداختند. طبیعی بود با سرنوشت یکسانی که برجامعه تحمیل شده بودهمان گونه که پدری رادرسوگ فرزند سوگمند می کرد،مادری رانیزبه گریه وامی داشت." (8)

زنان شاعر وهنرپرور افغانستان دراین عرصه همگام باسایرشاعران این سرزمین رسالت تاریخی شان را انجام داده وتوانایی های شان رادروادی شعروادبیات بروز دادند و در آفرینش شعروادبیات مقاومت افغانستان به ایفای نقش جدی پرداختند.

کودتای هفت ثور، افغانستان رانه تنها درعرصه های سیاسی، اجتماعی بلکه در عرصه فرهنگ وادب وهنرنیزدگرگون کرد. این کودتاکه بدبختی،جنگ ،خون ریزی، تباهی، ویرانی وآوارگی را درافغانستان درپی داشته ومنجر به اشغال این کشور توسط شوروی شد، سرمنشأ بسیاری ازمسائل درافغانستان گردید.

" کودتای (آپریل)1978  یاثور1357 نقطۀ آغاز تحولی بود که درآن به دوران حکومت محمدزاییها پایان داده شدویک گروه جدید وارد قدرت گردید.اما درهمین حال این کودتا نقطۀ آغاز جنگی بود که بعد هابا دخالت اتحاد شوروی گسترش وادامه یافت." (9)

باروی کارآمدن کودتاچیان فضای سیاسی، اجتماعی وفرهنگی وهنری درافغانستان بیش از پیش تاریک ومخوف گردید.درقلمرو خوف و وحشت،سکوت سردی فضای افغانستان را فراگرفت چنین وضعیتی افغانستان رادرابعادگوناگون دچاردگرگونی کرده بود.قتل، غارت، آوارگی، اشغال و ویرانی افغانستان ازپیامدهای این حادثه ننگین بود. "رویداد هفتم ثور را که یک حادثه ناگوار بود، می‌توان به عنوان سرآغاز بدبختی‌هایی که تا هنوز ادامه‌ دارد، به حساب آورد زیرا این حادثه‌ی سیاسی سکوت مرگباری را در زمینه‌های مختلف ادبی ـ هنری به وجود آورد و دلیل آن این بود که تمامی عرصه‌های زندگی، ایدئولوژیکی شد. بناءً شاعر هم مجبور بود یا شعر ایدئولوژیک بسراید، یا خاموش شود یا این که چنان به استعاره و تصویر پناه ببرد و گفته‌های خود را بگوید که خواننده هم کمتر بتواند مقصودش را درک کند." (10)

در وضعیت ناآرام و درسایه وحشت وخشونت، درفضای ترس، درقلمرو بی عدالتی ، درمحیط بسته و مخوف ودرفضای که درآن انحطاط فکری حاکم باشد هرنوع حرکتی سخت است، مخصوصاً برای زنانی که محرومیت های تاریخی راسپری کرده وهنوز درجامعه با انکار موجودیت شان مواجه بوده اند،سرودن شعرآنهم در راستای مقاومت ورشادت های جامعه ومردم دشواری های زیادی دارد،امازنان شاعرافغانستان به راحتی ازاین دشواری هاعبورکردند وکارنامه موفقی درعرصه شعرمقاومت افغانستان ازخودبه جای گذاشتند.

 شعرمقاومت زنان افغانستان صدای برخاسته ازگلوی پردرد زنانی است که درکشورشان پرده نشین بوده اند ودرطول تاریخ حتی ازحقوق اولیه انسانی شان محروم بوده اند وباتمام وجود ظلم ،تبعیض ونابرابری رالمس کرده اند، بااین وصف آنهاتوانسته اندصدای شان را درقالب شعرزنان افغانستان ، طنین اندازند.و درتاریک ترین لحظه های روزگارو درسایه سیاه جنگ وتفنگ به مردم خودامید بدهند.

اگردرشب ستاره ای بود

کافی بود

تایادخورشیدبامن بماند

واگرآسمان همه ابرمی بود

رعد وبرق،

قطره ای باران

کافی بود

تایادخورشیدبامن بماند

واگرباران نمی بارید

لحظه ای تشنگی

وجستجوی آب

درچشمه های درد

کافی بود

تایادخورشیدبامن بماند

ای سیاهی جنگ!

یادخورشیدرا درمن

کی توانی کشت؟( 11)

زنان شاعرافغانستان تلاش کرده اند بغض فروبسته درگلو وفریادهای دیرینه مدفون درحنجره های شان تبدیل به شعرپایداری سازند. علی رغم تبعیضات تاریخی نسبت به زنان و حاکم بودن فرهنگ قبیله ای در جامعه ما، مبنی بر ممانعت از ورودزنان درعرصه های ، سیاسی ، اجتماعی وفرهنگی، عده ای اززنان، باشهامت تمام سد شکنی کردند و حصارهای قبیله ای راشکسته وازسد های تاریخی فراروی شان باموفقیت عبورکردند وبه عرصه آمدندوگفتندماهستیم واعتراض شان را نسبت به سایه مستدام شب وفصل همیشه یخبندان موجود درجامعه نشان دادند.

بشکن به تمام قد، برخاک بریزآزاد

آی آینه! تردیدازچشم توگریزان باد

بشکن که خداشاهد،درشهرسکوت وسنگ

دیری است که مدفون است درحنجره ام فریاد

دیری است که این زخمی این لالۀ وحشی دل،

آواره ترین برگ است دردست لجوج باد

این عدل زمستان است؟! من معترضم ای دوست!

ماخسته وافسرده، اماشب وسرما شاد (12)

شعرزیرکه درراستای حمایت ازحقوم زنان درافغانستان، سروده شده است، محجوری تاریخی وتفکرات نادرست مبنی برکوتاه فکری نسبت به زنان رادراین کشورنکوهش کرده وزنان راترغیب کرده است که با حضورشان درصحنه این وضعیت راتغییردهند.

شب است، دادبزن بانو، سکوت سردسترون چیست؟

«صدا صداست که می ماند» دلیل حنجره بستن چیست؟

تمام پنجره هایت کور، میان گورخودت ماندی

وهیچ گاه نفهمیدی، فروغ، آینه، روزن چیست؟

سرودشعلۀ دلتنگی زچشمهای تومی جوشد

گلوی تلخ تومی داند که طعم بغض شکستن چیست؟

شب است بانخ آوازت بدوزپرچم عصیان را

وگرنه ماندن وپوسیدن میان رشته وسوزن چیست؟

تمام منطق اینان راکه برغروب تومی خندند

شکافتم و نفهمیدم که پیش منطق شان زن چیست؟

هوای تازه وبارانی درون باغچه می پیچد

دراین هوای شکوفایی دلیل پنجره بستن چیست؟ (13)

شعرمقاومت وقتی شکل گرفت هیچ اقدام پیشگیرانه ای نتوانست این حرکت رامتوقف سازد،گرچندبعدازرخدادهفت ثور شاعرانی که همسو یی باجریان حاکم نداشتند،مجبوربودند استعاره وکنایه سرایی را درپیش گرفته وازاین طریق رسالت شان رانسبت به جامعه ومردم شان در داخل افغانستان به انجام رسانند ویااین که مجبوربه مهاجرت شوندکه درفرایند مهاجرت مردم ما،خیلی اززنان شاعر این سرزمین نیزآوره شدند، به هرترتیب  شکل گیری شعرمقاومت افغانستان درچنین اوضاعی مرهون تلاش های آن عده اززنان و مردان شاعری است که مسئوولیت عمیق تاریخی شان درقبال جامعه ومردم  درست انجام داده و رنج های مردم و بربادی وطن وسایه شوم شب رابه تصویرکشیدند.

زشام شهرتباهم ستاره دزدیدند

ستاره های مراآشکاره دزدیدند

چوفوج فوج ملخ رابه باغ ره دادند

کلیدباغ به دست شب سیه دادند

شبی که گرسحرش بود،سخت خونین بود

جبین باورخورشید،تلخ وپرچین بود. (14)

شاعرانی که درداخل افغانستان بودند نتوانستندآنگونه که باید وشایددرفضای ایدئولوژیکی وکمونیستی حاکم برافغانستان به سرایش شعربپردازند. محدودیت های فراوانی فراروی آنها وجود داشت . " با وقوع کودتای هفتم ثور 1357 خورشیدی‌، تحولات بسیاری در عرصه‌ های گوناگون فرهنگ و هنر افغانستان رونما شد، پیامدهای این واقعه در شعر افغانستان را از دو جنبه می‌توان بررسی کرد، یکی سلطه یافتن جریان شعر چپی در رسانه‌های دولتی است و دیگری پیدایش آنچه ما آن راشعرمقاومت می‌نامیم‌واقعیت این است که شعر چپ مارکسیستی در افغانستان پیش از این هم سابقه داشت و شاعرانی همچون بارق شفیعی‌، سلیمان لایق‌، عبدالله نایبی‌، دستگیر پنجشیری و اسدالله حبیب منتسب به این جریان بودند. حتی بیراه نیست اگر بگوییم که این دسته شاعران‌، در شکل‌گیری شعر نو در افغانستان نقشی عمده داشته‌اند. ولی آنچه در شعر این گروه بیش از هر چیز جلوه دارد، غلبة تعهدات ایدیولوژیک بر تعهدات هنری است‌. همین قضیه‌، شعر آنان را غالباً صریح‌، شعاری و از لحاظ بدایع هنری فقیر ساخته است‌. " (15)

دگرگونی وضعیت درافغانستان وبه دنبال آن آواره شدن مردم ما به ایران وپاکستان وغرب، سبب شدکه این آوارگی روزنه های نوی را رو به شعر وادبیات ما بگشاید. ازجمله شعر مهاجرت وشعرمقاومتی که درایران شکل گرفته است تاحدزیادی متأثرازجریان های شعری درایران بوده است، هم تأثیرپذیر بوده وهم تأثیرگذار.این تأثیرو تأثرزمینه رابرای بالندگی شعرافغانستان فراهم ساخت. شعرمقاومت زنان افغانستان نیزازاین تأثیروتأثردورنمانده است. زنان شاعرآوره هموطن باتمام مشکلات آوارگی که داشتند فرصت های خوبی رانیز پیش رو داشتندتابتوانند شعر و فعالیت های ادبی شان را بسط و گسترش دهند.

بخشی ازشعرمقاومتی که دربیرون ازمرزهای افغانستان شکل گرفته است متفاوت ترازآنچه که درداخل بودظاهرگردیدچون شاعرانی که ازافغانستان آواره شدندتلاش کردندنگاه تفننی به شعرداشته باشند. امروزاگر شعر معاصرافغانستان برابری می کندباشعروادبیات دیگر کشورها و ازرشد چشم گیری برخورداربوده است، باید آن رامرهون نگاه تفننی به شعردانست که پدیده مهاجرت دراین امر بی تأثیرنبوده است.

" در خارج از کشور، اولین بارقه‌های شعر مقاومت را، در پاکستان می‌توان سراغ گرفت‌، با حضور چند تن از شاعران پیشکسوت افغانستان‌، همچون خلیل‌الله خلیلی و عبدالرحمان پژواک‌. در این سالها بعضی از فعالان سیاسی و جهادی مثل سید اسحاق حسینی (دلجو) و عبدالاحد تارشی نیز آثاری قابل توجه در این زمینه پدید آوردند. در مجموع‌، این گروه سنّتی‌تر از شاعران داخل کشور بودند و حتی در مواردی لحنی شعاری در کارشان احساس می‌شد. درگذشت بعضی از شاعران مقیم پاکستان و اشتغال بعضی دیگر آنها به فعالیتهای سیاسی سبب شد که جریان شعر مقاومت افغانستان در پاکستان پای نگیرد. به این عوامل باید افزود عدم تجانس زبانی مهاجران افغان و جامعة میزبان را که طبعاً مانع رشد یک نسل شاعر جوان فارسی‌زبان در آن کشور می‌شد. اما یک شاخة دیگر از شعر مقاومت افغانستان را در محیط مهاجرت در ایران می‌توان پی گرفت‌. همزبانی مردم و آمادگی محیط برای پرورش شاعران جوان‌، سبب شد که یک نسل نسبتاً نوجوی و پویا از شاعران مهاجر در ایران پدید آید." (16)

شعرمقاومت افغانستان هم ازلحاظ کمی وهم ازلحاظ کیفی موقعیت بسیارخوبی رابه خود اختصاص داده است ."شعرمقاومت درحقیقت شعری سازمان یافته وبرخوردارازفنون وتکنیک های گوناگون ادبیات فارسی است باتوان تأثیرگذاری زیاد.شعری که نه تنهاچیزی کم ندارد بلکه درمواردی فراوان، موفق ترودلنشین ترهم هست." (17)

خیال سبز شاعرانه

شعرمقاومت زنان افغانستان ازلحاظ کیفیت برابری می کندباتمام شعرهای متداول زبان فارسی دوره خودش وحتی از بعضی جهات باتوجه به وضعیت خاص حاکم بر افغانستان، درمکان بالاتری قرارمی گیرد وازلحاظ کمیت نیزبخش قابل توجهی ازشعروادبیات افغانستان راشعر زنان این کشور تشکیل می دهد.شعرمقاومت زنان افغانستان ویژگی های منحصربه فرد خودرا دارد، جنگ های طولانی ، بیگانه ستیزی مردم افغانستان تراژدی های رخ داده درافغانستان به صورت عینی در  آثارزنان بازتاب یافته است.

زنان سرزمین ماکه ازگذشته های دورتاامروز درعرصه شعروادبیات افغانستان تأثیرگذار بوده اند،لیست بلند و بالایی راپدیدمی آورند،برخی ازآنهادروادی شعرمقاومت وبرخی در وادی شعرمهاجرت ودرمجموع همه آن هادر عرصه شعرافغانستان تأثیرگذاربوده اند. که ازباب نمونه می توان برخی ازآنهارا به این ترتیب نام برد: رابعه بلخی‏،رابعه اثیر ، نفیسه ازهر، مستوره افغان، عایشه افغان‏، فاطمه اختر،خالده بارش‏،پری بدخشی‏،مخفی بدخشی‏،ناهید بشردوست، پروین پژواک‏، نیلاب پژواک‏،مریم ترکمنی‏،آفاق جلایر،فائقه جواد مهاجر، زهرا حسین زاده، زهرزاهدی، هما محتسب زاده، دلشاد خاتون ،لیلا خرم ،نفیسه خوش نصیب‏، سهیلا دوست یار، شفیقه دیباج‏، امجد رضایی‏، زهرا رسولی‏،کبری حسینی‏، فوزیه رهگذر، کریمه عارفی،مهرالنسا، ساجده میلاد،صفیه میلاد ،رحیمه میرزایی‏، زهرا محمودی‏،مینانصر،معصومه صابری،معصومه احمدی، حکیمه عارفی،زهرامحمودی،راضیه مظفری،صفیه بیات، زهراعلی پور ، فریباحیدری، ذاکره حسینی،لینانبی زاده،خدیجه احمدی، فرزانه احمدی،حمیرا نکهت دستگیرزاده‏،ماهرخ نیاز،ثریا واحدی‏، هما ولی‏، کریمه ویدا، حفیظه هجوم‏، حاذقه هراتی‏، محجوبه هروی‏، محبوبه ابراهیمی، شکریه عرفانی،راحله یار،لیلا یلدا،لیلا حیدری، جمیله متقی ،نادیاانجمن ، نپتون رئوفی‏، بهار سعید، عارفه بهارت،ضیاگل سلطانی‏، بی بی سنگی ،طیبه سهیلا، فاطمه سجادی ‏،لیلا صراحت روشنی‏،فرشته ضیایی‏،هما طرزی‏،انجیلا طوبا، صنوبر عاجزه ،زرغونه عبیدی ،شکیلا عزیززاده ، سیما غزیز طیب،‏ خورشید عطایی‏، بلقیس عمر، سیما غنی‏،آمنه فدوی‏، خالده فروغ‏،نادیه فضل‏، سیما فقیری ،فاطمه فیضی‏،لیلا کاویان ،فروغ کریمی ،نبیله کریمی‏،مریم کنیزک ،ناجیه کریم ، خالده نیازی ،مریم محمود،کریمه ملزم پرکار و...

خالده فروغ بانوی شاعرافغانستان می گوید:" به دنبال حضور نيروهاي بيگانه و ايجاد تحولات سياسي در كشور افغانستان، برخي از شاعران ناچار به مهاجرت شدند. اين افراد يا در زمان مهاجرت دوران تكامل شعري خود را سپري مي كردند و صاحب نام بودند يا شاعراني بودند كه دوران بلوغ شعر را در كشور مقصد مثل ايران، پاكستان و هلند طي كردند. گروهي از شاعران مهاجر امروز نيز در آن روزگار متولد نشده بودند، يعني آنها در همان كشور مقصد از والدين مهاجر متولد شدند. اين اشخاص براساس شرايط كشور مقصد، نگاه و شعرمتفاوتي دارند،چنانكه تفكر و احساسي كه شاعر افغان درهلند به آن رسيده، با آن شاعري كه در پاكستان يا ايران ساكن شده، فرق مي كند. براي نمونه، شاعري كه در ايران زندگي مي كند، در اشعارش از اصطلاحات زباني و گويش خاصي بهره مي گيرد كه پيش از اين در شعر افغانستان سابقه نداشته است.از نظر مضامين شعري نيز شاعري كه درزمان جنگ در افغانستان سكونت داشته، و به طور مستقيم حوادث را درك كرده، از مضامين مربوط به جنگ استفاده مي كند اما شاعر مهاجر از مضاميني كه غربت را نشان مي دهد، بهره مي برد." (18)

ادامه دارد

منابع

(8) نگاهی به کارنامه زنان درشعرمقاومت ، سیدابوطالب مظفری ، گلبانگ شماره 20 پنچشنبه 8عقرب(آبان ماه)1376 ص1

(9) افغانستان درقرن بیستم ، ظاهرطنین، انتشارات عرفان تهران چاپ دوم1384ص 227

(10) شعر افغانستان از دهه پنجاه تا سقوط کمونیزم، روزنامه راه نجات (چهارشنبه،20/ 2/1385 گفتگوباپرتونادری

(11) سالنامه در دری 1387،تدوین، سیدابوطالب مظفری،محمدجوادخاوری،محمدکاظم کاظمی (شعرازپروین پژواک)

(12) گزیده آثاربرتریادواره فرهنگی- ادبی علامعه شهیدبلخی، تهیه وتنظیم آتاق فرهنگی افغانستان، معاونت تربیتی مرکزجهانی علوم اسلامی1377ص 45

(13) چشم اندازشعرامروز افغانستان،قنبرعلی تابش، چاپ اول1382،انتشارات الهدی ص59 شعرازمحمدشریف سعیدی

(14) مجله بلاغ شماره7، جدی1378ص55 شعرازلیلا صراحت روشنی

(15) سیری اجمالی در شعر مقاومت افغانستان‌، محمدکاظم کاظمی www.mkkazemi.persianblog.ir

(16) محمدکاظم کاظمی  همان

(17) گفتگوبافائقه جوادمهاجر، گبانگ شماره 37  ویژه هنروادیات انقلاب اسلامی افغانستان پنچشنبه 19قوس (آذر) 1377ص 2

(18) گفتگوباخالده فروغ ، روزنامه قدس ،چهارشنبه 9اسفند ماه 1385

 

نوشته شده به وسيله محمدناصرعارفی در جمعه پنجم شهریور 1389 |

شعرمقاومت زنان افغانستان1

نقش زنان افغانستان در شعرمقاومت وپایداری

 

(بخش نخست)

چکیده

برای افغانستان این افتخاربزرگی است که اولین زن شاعرفارسی سرامربوط به همین حوزه جغرافیایی بوده است.زنان افغانستان درعرصه های مختلف ازجمله درعرصه شعروادبیات توانایی های شان رابه اثبات رسانده اند.

 سابقه شعرمقاومت افغانستان ازجمله شعرمقاومت زنان این کشور به دوران مبارزات استعمارستیزانه مردم این کشورعلیه انگلیسی ها برمی گردد.امانمونه های قابل ملاحظه ای که از شعرمقاومت آن دوره نمایندگی کند دردست رس نیست.

شعرمقاومت زنان به عنوان زیرمجموعه شعرمقاومت افغانستان به عنوان یک جریان شعری زنده وپرتحرک اززمان جهاد ومقاومت مردم افغانستان علیه حکومت استبدادی ونیروهای اشغالگرشوروی شکل می گیرد.

کودتای 7ثور1357 نقطه آغازتحولات سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی درافغانستان است همزمان باخیزش عمومی مردم ،شعرمقاومت نیزشکل گرفت. بابحرانی شدن اوضاع وآواره شدن بخشی ازمردم افغانستان تعدادی از شاعران افغانستان اعم از زن ومردنیزآواره شدند ودردنیای مهاجرت تجربه های نوی رادرشعرکسب کردند.

بنابرین شعرمقاومتی که دربیرون ازمرزهای افغانستان پدیدآمده متفاوت ترازآنچه است که در داخل شکل گرفته بود، دردنیای مهاجرت شاعران کشورما بارویکردتفننی به شعر،به سرایش آن پرداخته اند.درشعرمقاومت زنان افغانستان شهامت، پایداری، ایثار، فداکاری، عشق به وطن بازتاب داشته است.

درشرایط فعلی متأسفانه شعرمقاومت افغانستان همانندجهاد،مقاومت،پایداری ،حماسه مردم  افغانستان کم کم به فراموشی سپرده می شود.

 در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
نوشته شده به وسيله محمدناصرعارفی در یکشنبه هفدهم مرداد 1389 |